به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در روسیه، برای ایجاد تفاهم و آشنایی با ملل و اقوام جهان و براساس یك رسم معمول، دانشجویان این دانشگاه همه ساله در بهار به برگزاری سنتهای زیبای ملتهای مختلف میپردازند. امسال گروهی از این دانشجویان، با كمك حمیدرضا برزو ـ دانشجوی رشته زبان شناسی روسی ـ مراسم خواستگاری و ازدواج به سبك ایرانی را به نمایش گذاشتند كه بسیار مورد توجه قرار گرفت.
زبان باشقیری شماره از واژههای مغولی، عربی، فارسی و روسی است كه در بین آنها وجود 4 هزار واژه فارسی جلوه ویژهای دارد و امروزه آموزش زبان فارسی با استقبال گستردهای مواجه شده است.
تنوع شرایط طبیعی و وجود ذخایر مختلف را میتوان از ویژگی های جمهوری باشقیرستان بشمار آورد. تنوع موقعیت آب و هوایی جلگه شرقی اروپایی و منطقه كوهستانی اورال، همچنین جلگههای غربی سیبری، موقعیت خاصی را در منطقه بوجود آورده است. به همین دلیل در باشقیرستان گوناگونی طبیعی گیاهی و جانوری را می توان شاهد بود و گیاهان و حیوانات مختلفی را دید كه به مناطق جغرافیایی و آب و هوایی مختلف تعلق دارند.
آب و هوای جمهوری باشقیرستان بطور كلی شرایط مناطق بری را دارد كه دارای تابستان های گرم و زمستان های سرد و طولانی هستند. در فصل سرد سال، جریان های هوایی سرد كه از طرف سیبری به منطقه وارد می شود شدت می یابد. این امر در پایین آمدن دما و ایجاد یخبندان، بوران و باد های تند تاثیر بسزایی دارد. آمار و ارقام ثبت شده دمای هوا طی چند دهه اخیر نمایانگر 41- درجه به عنوان پائین ترین درجه دما و 35 درجه به عنوان حداكثر گرمای بوده است.
بارش نزولات آسمانی و میزان آن بسته به وضعیت گردش جوی در نقاط مختلف، متفاوت است. میزان بارندگی سالانه در دامنه های غربی اورال به 640 تا 700 میلیمتر می رسد. در شیب های شرقی اورال این میزان 300 تا 500 میلیمتر و در قسمت جلگه های غرب جمهوری 400 تا 500 میلیمتر است
در نیمه دوم هزاره نخست قبل از میلاد در باشقیرستان اقوام آریایى تبار "سرمت " سكنى داشتند و امروزه نیز در این جمهوری خودمختار كسانی هستند كه با اشاره به سلحشوری این طایفه، آنرا تغییر شكل یافته " بچه گرد " میدانند.
در باشقیرستان، جمهوری خودمختار باشقیرستان یكی از مناطق كلیدی و مسلمان نشین كشور روسیه بشمار می رود. آنهایی كه اهل مطالعه تاریخ و یا جغرافیا هستند، بدون شك با واژه باشقیر و یا باشقیرستان آشنایند.

طبیعتا آموزش خوشنویسی بدون فلم نی، مرکب، دوات و لیقه کاری اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار است. دوست عزیزی دارم در دانشگاه گیلان به نام آقای جواد جلالی. از آن مخلصین با حال اما متاسفانه کمیاب. تا زمانی که آستراخان بودم، از هر مواد آموزشی که در دانشگاه کم و کسر داشتیم تهیه می کرد و برایمان می فرستاد. از جمله تعدادی قلم نی ، دوات و دفتر های خوشنویسی فرستاد که بخشی از آنها در آنجا مورد استفاده قرار گرفت و بخشی هم در اوفا.
نفر دوم که هدیه ایشان واقعا در آموزش خوشنویسی کارگشا بود آقای علی قزوینی سردبیر محترم ماهنامه دانشمند است. این بزرگوار عزیز تعداد قابل توجهی قلم نی، لیقه، دوات و یک قلمتراش مخصوص را برایم فرستاد که بدون آنها آموزش این حجم هنرجو غیر ممکن است. با لطف و بزرگواری این دو عزیز، در حال حاضر هر یک از هنرجویان خوشنویسی در اوفا، وسایل خود را دارند و می توانند نه تنها در کلاس بلکه در خانه هم تمرین کنند.
بی شک آنان مزد این نیکی شان را از حق تعالی خواهند گرفت اما من هم وظیفه دارم که سپاسگزار آنها باشم که سپاس محبت بندگان خدا، شکر درگاه الهی است.
نمونه ای از خط یکی از هنرجویان به نام جمیل را می بینید. برایتان جالب خواهد بود اگر برایتان بگویم سن برخی از آنان شاید از من هم بیشتر باشد.
در حال حاضر با استفاده از همین وسایل، دو خانم نسبتا مسن هم مشغول فراگیری خط ثلث هستند تا در مسابقه خوشنویسی قرآنی که در شهر قازان مرکز جمهوری تاتارستان برگزار خواهد شد شرکت کنند.
برای دیدن تصاویر ادامه مطلب را کلیک کنید
در مراسم جشن نوروزی دانشگاه تربیت معلم اوفا، سوالات زیادی از سوی علاقمندان و حاضران جلسه درباره فرهنگ، تاریخ و هنر ایران مطرح شد که به آنها پاسخ دادم.
تنوع و تعدد سوالات نشان می دهد طبقه دانشگاهی باشقیرستان بسیار علاقمند هستند بیشتر درباره ایران بدانند. به دلیل همین علاقمندی و سوالات زیادی که مطرح شد، جشن نوروزی 4 ساعت طول کشید.
بنا به گفته یکی از مسئولان دانشگاه، آنها فکر نمی کردند تعداد علاقمندان به شرکت در این جلسه زیاد باشد به همین دلیل سالن نه چندان بزرگی را به این کار اختصاص داده بودند و کمی جا باعث شد که خیلی ها جا برای نشستن پیدا نکنند و حتی در راهرو بیاستند.
در آغاز پسرم با لباس محلی خراسانی درباره سفره هفت سین صحبت کرد و بعد سوالات متعدد حاضران درباره ایران و تاریخ و فرهنگ و هنر و ... شروع شد.
خانم آکسانا امیرونا ، یکی از مسئولان دانشکده زبان های خارجی با توجه به تعداد حاضران گفت امیدواریم بتوانیم در آینده ای نه چندان دور بار دیگر مراسمی مشابه برگزار کنیم ، البته این بار در محلی بزرگتر و با گنجایش بیشتر زیرا عملا می بینیم که این جلسه به دلیل مطرح شدن سوالات متعدد و پاسخ های دلنشین و با ارزش ، چقدر در بالا بردن دانش ما درباره تاریخ، فرهنگ و هنر ایران ، بویژه تحولات معاصر آن مفید است.
در این جلسه همچنین سوالاتی در مورد حقوق و فعالیت های اجتماعی زنان در ایران مطرح شد که با صحبت در این مورد میزان آزادی ، حقوق و قدرت زنان ایرانی در زندگی خانوادگی و اجتماعی با کف زدن حاضران روبرو شد. یکی از دانشجویان به نقل از یکی از دوستانش که به ایران سفر داشته گفت می گویند مرد ها در ایران دو دسته هستند. دسته اول آنهایی که از همسرانشان می ترسند و دسته دوم آنهایی که از همسرانشان خیلی می ترسند!! طرح این نکته بیش از پیش باعث نشاط جلسه شد.
در پایان مراسم از حاضران با میوه، شیرینی ، خشکبار و خرمای ایرانی پذیرایی به عمل آمد.
برای دیدن تصاویر ادامه مطلب را مشاهده کنید
این فقط به مردم خلاصه نمی شود. بطور مثال اداره امور دینی اوفا بطور جدی و شدید علاقمند به ترویج خوشنویسی است و در همین راستا، چند نفری از علاقمندان را ثبت نام کرده و 2 ماه است که روز های شنبه برای آنها کلاس خوشنویسی گذاشته ام. یکی از آنها به اسم جمیل استعداد عجیبی دارد و ظرف 2 ماه از من هم جلو افتاده! نمونه خط او را می بینید . وی کارمند روابط عمومی راهنمایی و رانندگی اوفا است. البته رشته تحصیلی اش هنر بوده و کار های هنری را بسیار دوست دارد. جالب آن که او زبان فارسی را نمی داند و تنها حروف را می شناسد. البته برای خوشنویسی من یا خودشان ترجمه اشعار به زبان روسی را تهیه می کنیم. در مورد اشعار خیام خوشبختانه هیچ مشکلی نداریم چون این شاعر را تقریبا همه می شناسند و ترجمه اشعارش سالی چند بار تجدید چاپ می شود اما اشعار دیگر شاعران را از منابع مختلف به دست می آوریم. وی گرچه با نستعلیق و ثلث هم آشناست اما از سبک معلی خیلی خوشش می آید. با توجه به توانایی های او، امیدوارم وسیله فراهم شود تا روزی جمیل به ایران بیاید و در محضر استادان این فن را فرابگیرد زیرا بضاعت من اندک است و چنین استعداد هایی باید در محضر استادان خوشنویسی ایرانی به هنر آموزی بپردازند.
برای دیدن نمونه خطاطی های جمیل ادامه مطلب را کلیک کنید
چندی پیش ضمن صحبت با یکی از مقامات روحانی شهر اوفا، بعضی از عکس های مربوط به مساجد را به ایشان نشان دادم. برایشان این همه زیبایی تعجب برانگیز بود و از من خواست چنانچه امکانش باشد نمایشگاهی از این عکس ها ترتیب دهم. این کار سرانجا در زاد روز تولد پیامبر اکرم جامه عمل پوشاند. آنچه می خوانید خبری است که خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا) از این نمایشگاه منتشر کرده است. لازم به ذکر است که برگزاری این نمایشگاه با استقبال رسانه های گروهی باشقیرستان واقع شد بطوری که در برخی از آنها به خبر اول تبدیل گردید و شبکه تلویزیون راسیا نیز از آن گزارشی را تهیه کرد:
غیر از آشنا شدن با عکاس نامداری از این سرزمین که جزو هنرمندان برجسته چند دهه گذشته شوروی محسوب می شود، به چند نفر دیگر نیز معرفی شدم که هر کدام به شکلی مربوط می شدند به ریشه های مشترک فرهنگی و قومی مردم ایران و باشقیر ها. درباره این افراد ، بعدا صحبت خواهم کرد اما در اینجا می خواهم شما را با رامیل کیلممباتف ( ممباتف شکل تغییر یا فته محمد اف به معنای محمدزاده است)
عکاس برجسته باشقیری آشنا کنم. وی در سال 1949 در روستای کارگالی در باشقیرستان به دنیا آمد. پس از به پایان رساندن دبیرستان با نمرات عالی، توانست به دانشگاه دولتی مسکو راه یابد و تحصیلاتش را در رشته کارگردانی سینما ادامه دهد. او دانشگاه را نیز با کارنامه سرخ ( در آن زمان مدارک تحصیلی چند رنگ داشت و کارنامه سرخ به کسانی داده می شد که که همه نمرات آنها عالی بود).
او به دلیل عشقی که به عکاسی داشت، این حرفه را برای خود انتخاب کرد. وی تاکنون بیش از 130 نمایشگاه در روسیه، فرانسه، هلند، ترکیه، سوئیس، آمریکا، اسپانی ، مصر و ... داشته است.
نمونه ای کار های او را در ادامه مطلب ببینید...
مسئولان شهر هم برای رونق دادن به شب عید، از مدتی قبل دست به کار شدند. در یک پارک و یک میدان دو سیرک یخی درست کردند. در این محل ها، مجسمه های یخی زیبایی که توسط هنرمندان ساخته شده است، همنیطور وسایل بازی کودکان را قرار داده اند. از روز دوم ژانویه پدر و مادر ها دست بچه هایشان را گرفته برای بازی به این سیرک های یخی می آورند.
این برف و یخ و سرما برای این مردم بوی عید می دهد و آنها را سرحال می آورد. فشفشه بازی هایی که هر شب از دم دم غروب آفتاب در میدان ها شروع می شود و تا نیمه های شب ادامه دارد بر این جشن رونق می بخشد.
اما متاسفانه برای بیشتر ما ایرانی های مقیم خارج از ایران، سال نو میلادی نمی تواند جذابیتی را که برای این مردم دارد داشته باشد. در حقیقت ما از حس کردن سال نو محروم هستیم چون ژانویه به لحاظ روحی برای ما آغاز سال نو به حساب نمی آید و نوروز در این کشور ها حال و هوای سال نو در ایران را ندارد.
البته در اوفا خوشبختانه بر اساس یک سنت قدیمی، روز اول فروردین توسط اقوام و ملل مختلف در یکی از بزرگترین پارک ها جشن گرفته می شود و اقوام مختلفی که در اینجا زندگی می کنند به شادمانی می پردازند. این روز را به هم تبریک می گویند. با شیرینی و غذا های ملی از همدیگر پذیرایی و گروه های رقص و موسیقی ملی و محلی هنرنمایی می کنند.
تا نوروز امسال، جای ایران در این جشن خالی بود اما من و خانواده ام تصمیم گرفتیم غرفه ایران را دایر کنیم و پیشنهاد ما مورد استقبال شدید مسئولان قرار گرفت و آنها را خوشحال کرد. گرچه ما آمادگی قبلی نداشتیم اما با کاری شبانه روزی توانستیم آبرومندانه در جشن حضور پیدا کنیم. اما امسال از مدت ها قبل برنامه ریزی کرده ایم و آماده می شویم که بسیار قویتر از سال قبل در مراسم حضور پیدا کنیم.
انشاالله در زمان خودش عکس و خبر این حضور را در وبلاگ خواهم گذاشت اما امروز، شما را به دیدن عکس هایی که پسرم حمیدرضا از سیرک یخی در اوفا گرفته در ادامه مطلب دعوت می کنم.
یکی از عمومی ترین هنر ها، خوشنویسی است که نه تنها در ایران، بلکه در جهان علاقمندان زیادی دارد. در برخی نقاط دنیا آموختن این هنر شاید فقط یک سرگرمی است، اما امروزه در باشقیرستان فراگیری هنر خوشنویسی، نه یک سرگرمی بلکه بازگشت به خویشتن خویش است.
پس از مسلمان شدن ملل ترک نژاد و از حدود قرن 9 میلادی، لغات عربی در سرزمین های آسیای میانه، آسیای صغیر و قفقاز به تدریج به زبان های ترکی نفوذ کرد.لازم به ذکر است که بیشتر این واژه ها از طریق زبان فارسی که زبان مسلط آن زمان در منطقه وسیعی از جهان از چین و هند گرفته تا ماوراالنهربود به منطق ترک نشین آمد . تا قرن 14-15، نفوذ لغات عربی و فارسی به زبان باشقیری بیشتر صورت شفاهی داشت ، ولی از آخر فرن 15 و آغاز قرن 16 صورت کتبی هم پیدا کرد و اولین مکتوب های باشقیری بر مبنای خط عربی در قرن 16 به وجود آمدند.
در یادداشت مربوط به اوفا این معما را طرح کردم:
اگر هواپیمای شما ساعت 1200 از مسکو به پرواز درآید ساعت 1600 به اوفا خواهد رسید. در صورتی که اگر شما در ساعت 1200 از اوفا به طرف مسکو پرواز کنید در ساعت 1200 به مسکو خواهید رسید!! می توانید بگویید چطور؟
بعضی از دوستان جواب معما را خواسته اند. همانطور که نوشتم جوابش بسیار ساده است:
اوفا به لحاظ جغرافیایی در منطقه ای است که نسبت به مسکو دو ساعت تفاوت زمانی دارد! زمانی که هواپیمای شما باند فرودگاه مسکو را ترک می کند اگر زمان به وقت مسکو ساعت 12 باشد، در اوفا ساعت 14 است. با توجه به مدت پرواز ( که 2 ساعت است) وقتی هواپیما در فرودگاه اوفا می نشیند ساعت 16 بوقت محلی خواهد بود و برعکس در پرواز از اوفا به طرف مسکو اگر شما ساعت 12 سفرتان را آغاز کنید، در مسکو ساعت10 است و هواپیمای شما بعد از 2 ساعت ( یعنی ساعت 12 بوقت مسکو) در فرودگاه آن شهر به زمین می نشیند.
حتما می گویید معمای ساده ای بود البته اگر نگویید چه معمای بی مزه ای بود! البته به قول معروف، معما چون حل گشت آسان شود.
قبل از ورود اسلام به باشقیرستان، باشقیرها، بت پرست بودند و خدایان متعددی داشتند كه «ابن فضلان» شمار آنان را 12 نوشته است؛ گذشته از آن، حیواناتى چون مار و بلدرچین را نیز مىپرستیدند. از سدههای 11 و 12 میلادی دین اسلام به منطقهای كه اكنون باشقیرستان نامیده مىشود، راه یافت. در سده 14 میلادی مغولانِ فرمانروای اردوی زرین که در روسیه هم مستقر بودند اسلام آوردند. این خود زمینه را برای گسترش اسلام گردید. با شکست باقیمانده اردوی زرین و قدرت گرفتن روسیه تزاری در مناطق مختلف از جمله باشقیرستان، تزارهای روسیه از جمله پتر اول و الیزابت تلاش مىكردند تا آیین مسیحیت ارتدكس را در سرزمین های مسلمان نشین برقرار كنند و مسیحی کردن اجباری در دستور کار آنها قرار داشت. این نیز سبب خشم مردم مسلمان و بروز حوادث ناگوار شد. با این وصف، در طول سدههای 16- 18میلادی گروهى از مردم باشقیرستان به مسیحیت گرویدند . كاترین دوم، تزار روسیه كوشید تا در منطقة ولگا از خطاهای اسلاف خویش پرهیز نماید؛ بنابراین، تبلیغات ضداسلامى ممنوع گردید و به مسلمانان اطراف رود ولگا، از جمله تاتارها اجازة بنای مساجد داده شد. وی در 1783میلادی در اورنبورگ مركزی دینى (اسلامى) تأسیس كرد. در اواخر سدة 18میلادی اسلام به صورتى فراگیر در میان قبایل كوچندة كوهستان های باشقیرستان رواج یافت . مركز دینى اورنبورگ چندی بعد به شهر اوفا منتقل شد. هم اكنون نیز سازمان مسلمانان به نام مدیریت بخش اروپایى روسیه و سیبری در اوفا وجود دارد و مقر مفتى است. بیشتر مردم باشقیرستان سنى، و پیرو مذهب حنفى هستند.
پس از تحولات اکتبر 1917، در باشقیرستان رابطه مستقیم دین و حکومت قطع گردید و طبق قانونی که در دسامبر این سال در کوروتای (مجلس دولتی باشقیرستان) به تصویب رسید، همه ادیان از نظر دولت با یک نگاه دیده می شوند و حکومت هیچ دینی را بر دین دیگر برتری ندارد. البته این ظاهر قضیه بود و بتدریج مشخص شد که بر اساس دیدگاه بلشویک ها که اینک قدرت حکومتی را به دست گرفته بودند، داشتن اعتقادات دینی، نوعی مقاومت خصومت آمیز با حکومت بشمار می رود. در آن دوره بسیاری از کلیسا ها، مساجد و دیگر محل های مذهبی بسته شد و یا تغییر کاربری یافت. مومنیان به ادیان گاهی باشدت بیشتر و گاهی کمتر، مورد فشار قرار می گرفتند. به دنبال تزلزل در پایه های حکومت اتحاد شوروی و تصویب قانون آزادی دین در 20 ژوئن 1991 ، وضعیت ادیان تغییرات اساسی پیدا کرد. مسلمانان باشقیرستان فعالیت شدیدی را برای بازگشت به فرهنگ مذهبی خود آغاز کردند. بطور کلی می توان گفت که در سال های پس از فروپاشی شوروی اقبال مردم نسبت به اسلام به شکل چشمگیری افزایش یافته است. مطالب مذهبی زیادی منتشر می شود. قرآن به زبان باشقیری ترجمه و چاپ شده است. همچنین مساجد و بنا های دینی جدید ساخته و ساختمان های قدیمی که برخی مخروبه شده و یعضی به کار های دیگر اختصاص یافته بود بتدریج به عنوان مسجد و یا مکان های مذهبی تعمیر و بازسازی می شود. در کنار حرکت های مردمی برای بازگشت به فرهنگ دینی، دولت باشقیرستان نیز برای بازسازی این محل ها کمک می کند و به عنوان احترام به عقاید دینی، اعیاد مذهبی اسلامی و مسیحی تعطیل اعلام شده است.
شما را به تماشای تصاویری از مساجد باشقیرستان در ادامه مطلب دعوت می کنم.
به تازگی در دانشگاه تربیت معلم باشقیرستان، نمایشگاهی تماشایی از پایان نامه دوره کارشناسی دانشجویان دانشکده هنر این دانشگاه برگزار شده است!
منطقه باشقیرستان از زمان های قدیم به دلیل نوع فعالیت اجتماعی و اقتصای خود که کشاورزی و دامپروری بود، یکی از تولید کنندگان محصولات کشاورزی و دامپروری بوده اند. در دهه های گذشته و با ظهور نمود های توسعه صنعتی، برخی از کار های سنتی بکلی تعطیل و رفته رفته به دست فراموشی سپرده شدند. یکی از محصولات اصلی دامپروری، نمد بود و نمدمال ها به عنوان شغلی پرسود، نه فقط فرش، بلکه کلاه، چکمه های گرم ضد برف، چادر های گرم برای صحرانشینان را تولید می کردند. از چند سال قبل، دانشکده هنر دانشگاه دولتی تربیت معلم، به احیای این صنعت قدیمی پرداختند، البته نه به عنوان یک صنعت بلکه به عنوان یک هنر. دانشجویان این رشته با هدایت استادان خود، نمدمالی را در مسیر بازسازی نماد های فولکلور ملی به کار گرفتند و امسال به عنوان سپاسگزاری از استادان خود، این نمایشگاه را در روز بین المللی معلم با عنوان « تقدیم به تو استادم» افتتاح کردند.
کلیه کار ها از مرحله پشم چینی تا عمل آوری توسط دانشجویان انجام می شود آنها بعد از چیدن پشم گوسفندان ، حاصل کار خود را به کارگاه دانشگاه آورده تمیز، شسته و ضدعفونی می کنند. سپس با راهنمایی استادان، بر اساس برنامه درسی خود، به ساخت نمد با کاربرد های مختلف می پردازند.
از جمله کار های ارائه شده در این نمایشگاه، می توان به تابلو های مختلف که نشانگر سنت های ملی باشقیری است همچنین ساخت آباژور، چارپایه های چوبی با روکش نمدی، دیوارک ها ( پاراوان) اشاره کرد.
دانشجویان تلاش می کنند از این صنعت این به عنوان یک هنر استفاده کرده و با دادن روح هنری به آن از تاثیر های منفی ماشین بر روحیه انسانی بکاهند و از این راه خود را به تاریخ، هنر و فرهنگ بومی شان همچنین طبیعت نزدیک کنند.
برای دیدمن تصاویر ادامه مطلب را کلیک کنید...
آخرین پست ها